السيد الطباطبائي
182
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
مىپرسم : آن كدام عالم اخبارى است كه باب عقل را مسدود كند ؟ و آن كدام عالم اخبارى است كه عقل را تعطيل كند ؟ و يا گروه و فرق « معطّله » را مردود نداند ؟ علامه مجلسى حتى در اين مسئل استنباط احكام فقهى ، نيز اخبارى نيست . مى گويند : پس چرا در بخش هاى فقهى بحار ، سبك اخباريان را در پيش گرفته است ؟ اينان توجه ندارند كه مجلسى در بحار در مقام جمع اخبار و فراهم كردن يك « منبع » حديثى است و اين كارش به محور اخبار است . اصوليان يك فرق ديگر نيز با اخباريان دارند . و آن جسارتى است كه در ردّ برخى اخبار ، نشان مى دهند . كه مجلسى در بحار در اين سبك با اصوليان همراه نيست . و اين غير از اخبارى بودن است كه در مسئل بالا ، بيان شد . زيرا فراوان هستند در ميان اصوليان كسانى كه مانند مجلسى در رد و قبول حديث ، آن جسارت را نشان نمى دهند و اين تنها مجلسى نيست . اما مجلسى در « مرآت العقول » كاملًا با اصوليان همراه است . كف : كف اصطلاح اخبارى ، تنها آن يك مسئله در استنباط احكام فقه است . سقف : و سقف آن نيز به همان سقف يك مسئله در مبانى استدلالات فقهى محدود مىشود . و به قلمرو خارج از فقه ، نمى رسد . ارسطوئيان ( همانطور كه در بخش هاى پيشين بيان شد ) علاوه بر ظواهر اخبار آحاد ، كه با اتكال به عقل ارسطوئى ( كه گفته شد : عقل نيست ، ذهن است ) ردّ مى كنند ، نصوص اخبار آحاد ، ظواهر اخبار مستفيض ، ظواهر اخبار متواتر ، و نيز : نصوص اخبار مستفيض و نصوص اخبار متواتر را نيز رد مى كنند . و اين يعنى پيروى و تبعيت قرآن و اهل بيت ( ع ) از عقل ما . كه در اين صورت بقول امام ( ع ) هيچ نيازى به ارسال رسل ، نبود . خلاصه فرمايش علامه طباطبائى ( ره ) اين است : سخن مجلسى خارج از دو صورت نيست :